خرید بک لینک
راستش به همزاد و این حرف ها ایمان نداشتم اما کم کم دارم باور میکنم که آدم هایی روی این زمین همزادت میشوند تا تو را آنقدر خوب بفهمند که در سکوتت هم معنای نگاه و حرف هایت را متوجه بشوند. نه آن که تفاوت با تو نداشته باشند که قطعا تفاوت دارند اما شباهت هایی هست که گاهی شگفت زده ات میکند. آدم ها از بودن در کنار همزادشان است که آرامش میگیرند و اعتمادبنفس چندین برابر میگیرند و حس یک زندگی تروتازه به وجو

برچسب: همزاد, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد. و خاصیت عشق این است. کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم. بیا زودتر چیزها را ببینیم. ببین عقربکهای فواره در صفحهء ساعت حوض زمان را به گردی بدل می کنند. بیا آب شو مثل یک واژ

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

همه آدم ها لحظات غمگین دارند، آن لحظاتی که صدایی نیست جز همهمه مبهمی در ذهن که تو را تا کجاها که نخواهد برد. زمزمه ای گنگ و مبهم تا سرزبانت می آید و کلام نمیشود. بدترین حالتش همان غم های مبهم یک دفعه ایست که مدتش هم که کوتاه باشد تا رد بشود یک عمر بر تو میگذرد. همچون آن که بر فراز ارگی چون بم نیمه شب بایستی، جاه و جلالش را بستایی و صبح دیگر اثری از آن باقی نبینی.خاصیتش همین است غم، سادیسمش چنان اس

برچسب: میگذرد, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

اگر دختر متولد شوی،خیلی چیزها باید به تو یاد دهم. اول این که:اگر خدایی وجود داشته باشد،این خدا می تواند پیرزن سفیدمویی نیز باشد یا دختری متین و طناز. دوم این که:گناه آن روز به وجود نیامدکه حوا سیب ممنوعه را بلعید.آن روز یک فضیلت شکوهمندی به دنیا آمد که به آن نافرمانی می گویند. و خلاصه:آن قدر با تو صحبت می کنم تا بفهمی که در درون اندام نرمت چیزی به نام عقل که می گویند تو فاقد آن هستی،وجود دارد.ولی

برچسب: دخترم, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

گاهی خودِ قبلیت را در دیگری پیدا میکنی... می نشینی به تخمین سن، باخودت فکر میکنی از روی این آهنگ هایی که دارد گوش می دهد باید سن پ سالش حدود هفت هشت سال پیش تو باشد، بعد تورا میبردت به روزهای خوش و ناخوشی از دورانی از زندگیت که روزی دلت میخواست روزهایی از آن خط میخورد یا زودتر ورق میخورد و به آینده میرسیدی... آدم اینطور وقت ها عجیب میشود، به خودِ الانش نگاه میکند در حالی که خود قبلیش آنقدر پرشور و

برچسب: روزگاری,گذشتو,بردیگری,میگذرد, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

هر رسیدنی تاوانی دارد، یکی غرورش را میگذارد بر سر رسیدن به مقصدش، یکی عمرش، یکی تمام دارایی های مادیش را و دیگری هم هر آن چه که در زندگی دارد را گاهی حاضر است بگذارد تا به خواسته اش برسد... خواسته ای که که گاهی شاید حتی ارزشش را آنقدرها هم نداشته باشد، اما هرچه هست عشق ارزشش را دارد که همه چیزت را از تو برای یک بارهم که شده بگیرد و اما به تو یک زندگی جدید و زیباتر هدیه بدهد، درست مثل همان کسی که ح

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

ما آدم های ترسویی هستیم! از بس هربار گفتیم از خوشی هایمان و بد اتفاق افتاد بعدش، از بس هربار یکی خوشبخت بود دیگران هی مدام اسمش را برسر زبان انداختند تا شکست خورد آخر و بعد هی بقیه خوشحال تر شدند، از بس ناله هامان به گوش بقیه خوشتر آمد تا خوشیمان ترسیدیم دیگر خوشبختیمان را، شا دیمان را داد بزنیم. از دلهره بعدش، از اتفاقات بدش... آدم های خسیس ترسویی که همیشه نگران از دست دادند هستند، آنقدری که در خ

برچسب: ترسو, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور

برچسب: مجنون,باشی, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

چه فرق میکند که چه موسیقی پخش شود وقتی دلت خوش باشد، غم درون دیده ات آرام آرام قطره قطره آب نشود...چه فرق میکند حریق خزان علیرضا قربانی باشد، یا آهنگی شاد که تمام روح و روان هر آدمی را شاد کند...وقتی دل آدمی شاد باشد، کنارت آن هایی که باید باشند آن وقت آن جایی که علیرضا قربانی میخواند "ارغوانم تنهاست ، ارغوانم اینجاست ، ارغوانم دارد میگرید " هم تو از ته دلت قهقهه میزنی، انگار نمیشنویش اصلا...همیشه

برچسب: موسیقی, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

تنهایى همیشه ارزشش فراتر از بودن با آدم هاى اشتباه است. باید منتظر ماند، منتظر همانى که قدر تنهایى تو را بداند، قدر تنهایى خودش را بداند... آنقدرى که مالک قلبت که شد، تو را در رسیدن به اهدافت یارى کند، یارى باشد که قدم قدم همراهت بماند، نه آن که بارى شود که تنهایت کند... تنهایى را باید قدر دانست، آنقدر که با اطمینان خاطر، مطمئن و محکم بتوان از آن مراقبت کرد و اجازه نداد خلوتت با حضور گاه به گاه آد

برچسب: تنهایى,ارزش, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

آدم به آدمیست که دل خوش میکند، زندگی میکند و با بودنشان امید و انگیزه میگیرد که اگر اینطور نبود آدم هایی که در سلول انفرادی حبس میشدند ، همه شان شاد و خوشحال بودند...اما باید آدم های هم فرکانس خودت را پیدا کنی، آدم هایی که وقتی هستند حالت از به، بهتر میشود. آدم هایی که وقتی از دنیاهای مختلف از انسانیت، بحث های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا حتی حرف های یواشکی و به درد نخوری که در زندگیت بی تاثیرند با

برچسب: فرکانس,خوشبخت, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

تجربه هایی هست که بزرگترت میکنند. میدانی روح عطش ناپذیر و سیری ناپذیر آدمی نمی پذیرد که تمام راه ها را از تجارب دیگران استفاده کند که دلش میخواهد خودش تجربه کند، اما اگر زخم خوردی، اگر روحت خدشه دار شد ، نمیتوان نادیده گرفت آسیب دیدن روحت را که البته باید تلاش کنی، کنار بیایی، یاد بگیری که زخم عضو جدایی ناپذیر زندگیست...راستش آدمی با انکار زخم تنها میتواند آن را تبدیل به زخم روبازی کند که با هربا

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

قدر خودت را که بدانی، مسیر زندگیت را محکم و قوی وبا قدم های آهسته و پیوسته با اعتماد به خود و تکیه به توانمندی هایت پیش میروی، آنقدر که لایف استایلت در مسیر رودخانه به آدم هایی میرسد که همراه تواند، هم مسیرت هستند و با تو همفکری میکنند . اسمشان میشود آدم های مثبت زندگیت، رفیق و دوستان ارزشمندت...آن وقت است که قدر تنهاییت را بیشتر میدانی، تقدس عشق را عمیق تر لمس میکنی و درک میکنی و کم کم میفهمی که

برچسب: خودم,میدانم,خودت,نگیر, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

آدم است دیگر، یکهو به سرش میزند که یکی را متفاوت تر از بقیه ببیند، رفتارش، گفتارش و تمام شواهد با او همراهی میکنند و کم کم باورش میشود که یکی هست که فرق دارد، که هر رفتارش را همانطور که خودش دوست دارد توجیه و تفسیر کند، غرق شود چنان که غرق خیال بشود. قابی شیشه ای میکشد دور آن آدم که از بیرون شفاف است اما امان از آن روز که این شیشه با یک ضربه بشکند. آن وقت است که تازه میفهمد هیچکس با هیچکس متفاوت ن

برچسب: بهتر, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

فکر میکنم به آن هایى که گمانم آن بود نبودنمان براى هم بهتر از بودنمان بوده... گاه از ناچارى و گاه از سر اولویت هاى زندگى از هم دور افتادیم... شاید هم آن هایى که گاه آنقدر مرا رنجاندند که سرم را زیر انداختم و از زندگیشان رفتم و یا آن هایى که حس کردم بودنم فقط باعث آزار و اذیتشان شده است... بعد با خودم فکر میکنم دلم میخواهد کدامشان الان حضور داشتند در زندگیم، یکهو به خودم مى آیم و میبینم که حتى من

برچسب: تدریجى, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

عشق یعنى مراقب هم بودن، عشق یعنى شادى، عشق یعنى آغاز آدمیزادى، عشق یعنى تمام عمر همراهى، عشق یعنى فداکارى، عشق یعنى مهربانى، عشق یعنى رفاقت، دوستى، دورى از کینه و بغض، عشق یعنى هر آنچه خوبیست در هستى ... تولد خواهرجانم مبارک باشه و دستِ همسر عزیزش درد نکنه واسه خاطر گل زیباش ... همیشه الگوى من در عاشق بودن بعد از پدر و مادر، دوتا خواهر گلم و همسرانشون بودند و هستند که بى دریغ به هم عشق ورزى میک

برچسب: تولدت,مبارک,خواهرم, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

اى کاش تمام خنده هامان رنگ و بوى کودکى هایمان را داشته باشد. اى کاش هیچ وقت براى توجیه بزرگ شدنمان مجبور نشویم کودکانه هاى درونمان را نادیده بگیریم و تنها در قالب بزرگسالى فرو رویم. کاش به کودک درونمان هیچ وقت اجازه بزرگ شدن ندهیم تا لابلاى سختى ها، مشکلات، انتظارها و نگرانى ها و اضطراب هاى زندگى به کمکمان آید تا تعادل به زندگیمان تزریق کنیم.

برچسب: کودک,درونمان, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

دور شدن آدم ها اتفاقیست که دیر یا زود مى افتد، خاطراتشان آن وقت از آن ها جلو میزند و یک جایى هردوشان را گیر مى اندازد وسط آن همه نزدیک بودنشان به هم...مهم آن است که آنقدر ذهنت روحت جسمت به بلوغ رسیده باشد که بتوانى هضم کنى همه چیز را... حتى روابط بند زده اى که دیگر نیست... عجیب است خاطرات، گاه میشوند همان امتحان روزگار، همان امتحانى که تا سرجلسه اش نروى نمره اى به نام تجربه کسب نمى کنى تا بتوانى س

برچسب: دورترین,دورترین,دورترین, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

یک حالی هست اسمش را میگذارم "ندانم حالی" .خودت هم چرایی لبخند یا به عکس بغضت را نمیدانی، فقط میدانی که در لحظاتت ندانم حالی حاکم شده.لبخندش به کنار، دلیل نمیخواهد اصلا، چراکه حتی بگذار اصلا ابدی بشود این هلال زیبا بر لبان هرکه دچار این حال بشود، اما بغضش...امان از بغضش که بدترین ندانم حالی میشود اگر دلیلش نامشخص بشود.

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

وقتى حس میکنى در دنیاى هیچ کسى نیستى، در ذهن کسى پرسه نمیزنى مدام و کسى را ندارى که دلتنگت شود، در اوج تنهایى فرو رفته اى، با خودت نمیتوانى کنار بیایى و گمان میکنى تنهاترین انسان روى زمین هستى که میان زندگى خودت هم به بن بستى رسیده اى که چاره تى ندارد... دلتنگى خفه ات میکند و با خودت فکر میکنى، باید صبور باشی، صبور باشی و صبور... باید بگذارى این سایه اضافى، این حس غمى که مثل بختک روى سرت آوار شده،

برچسب: آهاى,بختک,سینه,آوار, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

میدانى؟ آدمى خسته میشود، از مدام همراهى با دیگران، از تکیه گاه شدن براى این و آن... از نداشتن کسى که تو را بفهمد، درکت کند، بى منت... بى قضاوت... بى آن که بخواهى مدام نگران آن باشى که حرف هایت نشوند پتکى که زمانى بر سرت فرود آیند... کسى که تو را بلد باشد، براى شاد بودنت حاضر باشد هرکارى کند، به تو بها بدهد و راه هاى شگفت زده کردنت را بلد باشد..آدمى نیاز دارد به کسى که باورش کند، از او انسانى قوى ت

برچسب: خسته, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

میدانی؟ وقتی انسان تنها انتخابش در زندگی میشود قوی بودن، محکم ماندن بر سر تک تک خواسته ها و رویاهایش و مُصر بودن بر سر گرفتن سهمش از زندگی، تن میدهد به تلاش، به امیدواری، به قوی بودن و محکم و استوار ماندن بر سر تک به تک خواسته هایش... مثل درختی که چهار فصل سالش را دیده باشد، گرمای تابستان چنان ریشه اش را تشنه کرده که تمام برگ هایش رنگ رخساره شان زرد و سرخ شده و رقصان رقصان خودشان را تا پاییز رسانی

برچسب: برده,امید, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

میدانی؟ آدمی یک بار در زندگیش با تمام وجود چیزی را میخواهد، برایش تمام تلاشش را میکند، اصلا زندگیش را میگذارد و آن وقت اگر نشد، اگر نرسید، تا مدت ها زندگیش طعم گس خرمالوی نارس میدهد...بی تفاوت میشود، دیگر نمیتواند باور کند رویایی را که تا سرحد جنون خواست و تلاش کرد و نشد که نشد...نرسید...آن وقت کوله بار تلاش هایش را روی دوشش میکشد و رویایش را به دست آرزوهای محال می سپارد و امان از آن روزی که این ت

برچسب: خرمالو, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

بعد از گذشت سال ها از نوجوانی هنوز در حسرت عشقی افلاطونی مانده باشی... عشقی فراتر از آن چه در اوج نیاز جسمی و یکی شدن در آن...عشقی که به یکی شدن دو روح میرسد، آنقدری که طرفین با خودشان با یقین میرسند که کسی را پیدا نخواهند کرد که آنقدر بخواهندش، آنقدر بشناسندش...عشقی که به دوست داشتنی ماندگار برسید، به مرور...آنقدری که از یک جا به بعد عشق بیشتر نمیشود اما آنقدر عمیق میشود که مثل دریا می ماند. دری

برچسب: رویای,عاشقانه, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

ما آدمها اغلب منطقی فکر میکنیم، منطقی حرف میزنیم اما امان از وقتهایی که ظرف احساس لبریز شود، آنقدر معادلات زندگی را میتواند به هم ریزد که کاملا غیرمنطقی رفتار کنیم.

برچسب: منطق,احساسات, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

استرس از تو یک آدم دیگرى مى سازد... استرس هاى کارى، تحصیلى ، استرس هایى که از محیط به تو وارد میشود و آن یکى دیگرى که از تو ساخته میشود نه تنها شکننده شده بلکه جسمش هم تحت تاثیر روحش قرار گرفته و روز به روز در حال تحلیل رفتن هست، بدون اون که خودت متوجهش باشى... کم کم یک روز میبینى که صداى جسمت آنقدر بلند شده که حسش میکنى تمام فشارهایى که تو را از درون و بیرون نابودت کرده... این روزها بیشترین تمرین

برچسب: استرس,هایت,بریز, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

سکوت آدمها همیش دو معنی دارد، یا مساله آنقدر بی ارزش است که طرفین ترجیح میدهند به خاطرش سکوت کنند و یا معنایش آنقدر عمیق است که غرق آن چنان میشوند که فرصت حرف زدن را از هم دریغ میکنند. من میگویم سکوت اما از آزار روحی روانی هم بدتر است، حرف بزنید، دعوا کنید آنقدری که مساله حل بشود ودرون ظرف زمان حل نشود که اگر شد آنوقت یک روز همین سکوت چون اتش زیرخاکستری دودمانتان را بر باد میدهد.

برچسب: سکوت,معنا, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

ﺮﻧﺪﻩﺍ ﻪ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﻋﺎﺩﺕ ﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟ ﻪ آﺯﺍﺩﺶ ﺭﺍ ﺟﺸﻦ ﺑﺮﺩ ﺎ ﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﻤ ﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ، ﺎ ﺑﺎﻝ ﻭ ﺮﺵ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ . ﻓﺮ ﻣﻨﻢ ﻗﺼﻪ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ... ﻓﺮﻕ ﻧﻤﻨﺪ ﺯﻧﺪﺍﻧ ﺍﻓﺎﺭﺕ ﺑﺸﻮ، ﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧ ﺁﺩﻡ ﺩﺮ ﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺩﺮ ﺎ ﺣﺘ ﺯﻧﺪﺍﻧ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻪﺑﺎ ﻗﻄﻌﺖ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﻡ ﻣﺯﺩ . ﻫﺮﻮﻧﻪ ﺗﻐﺮ ﺑﺰﺭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﺎﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻮﻝ ﻭ ﻫﺮﺍﺱ ﻭ ﺗﺮﺱ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻨﺪ، ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﺎﻥ ﺮﻧﺪﻩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻤ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﺰ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﺶ ﻣﺍﺭﺯﺩ. ﺑﺎﺪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺯ

برچسب: پرنده, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

یک نوع از دوست داشتن هست، که عین پنیرپیتزا کش می آید...آنقدر کش می آید که اصلا طرفین یادشان می رود که همدیگر را دوست داشتند و به چه هدفی به هم نزدیک شدهبودند و همین میشود که دیگر همه چیز عادی میشود، دیگر دوست داشتن هم انگارخیلی از مسایل روزمره زندگی بشود...ابهت دوست داشتن آن است که ابراز بشود، که دونفر برای کشف رمز ورازهای همدیگر تلاش کنند! باید مراقب بود که اگرکسی را دوست داشتیم شجاع باشیم تا رو

برچسب: دوست,داشتن,پنیر,پیتزایی, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

درد آن است که تمام آدم های زندگی همیشه یا خیلی دیر رسیده باشند یا آنقدر زود رفته باشند که لذت بودن با آن ها یا فراموشت شده باشد یا اصلا فرصت نشده باشد تجربه اش کنی...چای داغ اگر سرد شود حتما از دهان افتاده، خوردنش تنها یک چیز در خاطرت می آورد و آن هم گذرزمان... راستش این قانون حتی مشمول دوست داشتن آدم ها هم میشود، گاهی یک آدم آنقدر دیر تو را میخواهد که دیگر خواستن و نخواستنش برایت تفاوت ایجاد نکند

برچسب: افتاد, نویسنده: سام شاکری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی